مقدمه
ستونهای بتنآرمه از مهمترین اعضای باربر ساختمان هستند که وظیفه انتقال نیروهای ناشی از بارهای ثقلی و جانبی را بر عهده دارند. طراحی صحیح این اعضا نقش تعیینکنندهای در ایمنی، پایداری و عملکرد لرزهای ساختمان دارد. در عین حال، مقدار میلگرد مصرفی در ستونها میتواند سهم قابل توجهی از هزینه اجرای اسکلت بتنی را به خود اختصاص دهد.
با افزایش هزینه مصالح و اجرای ساختمان، کاهش مصرف میلگرد به یکی از دغدغههای مهم سازندگان، کارفرمایان و مهندسان محاسب تبدیل شده است. با این حال، کاهش هزینه نباید به معنای کاهش ظرفیت باربری، نادیدهگرفتن الزامات لرزهای یا سادهسازی غیرمجاز جزئیات اجرایی باشد.
راهکار اصولی، بهینهسازی آرماتورگذاری ستونهای بتنآرمه بر اساس نیاز واقعی سازه، ضوابط طراحی و محدودیتهای اجرایی است. در این رویکرد، هدف صرفاً کاهش تعداد یا قطر میلگردها نیست؛ بلکه باید ترکیب مناسبی از ایمنی، عملکرد سازهای، قابلیت اجرا و هزینه نهایی به دست آید.
در این مقاله، مهمترین عوامل مؤثر بر مصرف میلگرد ستونها و روشهای اصولی بهینهسازی آنها را بررسی میکنیم.
۱. بهینهسازی مصرف میلگرد در ستون بتنآرمه چیست؟
بهینهسازی مصرف میلگرد به معنای دستیابی به طرحی است که در آن، مقدار آرماتور موردنیاز با توجه به نیروهای طراحی، مشخصات مصالح، ابعاد مقطع، شرایط تکیهگاهی و الزامات آییننامهای تعیین شود.
در طراحی متعارف، مهندس محاسب ابتدا مدل سازه را تحلیل میکند و سپس با بررسی نیروهای داخلی و کنترلهای لازم، مقاطع و آرماتورهای موردنیاز را تعیین میکند. در فرایند بهینهسازی، علاوه بر این کنترلها، گزینههای مختلف طراحی نیز بهصورت هدفمند بررسی میشوند تا از مصرف غیرضروری مصالح جلوگیری شود.
برای مثال، ممکن است دو طرح متفاوت از نظر مقدار میلگرد، هزینه ساخت یا سهولت اجرا با یکدیگر تفاوت داشته باشند؛ در حالی که هر دو، در صورت طراحی و کنترل صحیح، قادر به تأمین الزامات موردنیاز باشند.
البته کمتر بودن مقدار میلگرد بهتنهایی به معنای بهتر بودن طرح نیست. طرح بهینه باید تمام کنترلهای ضروری مقاومت، پایداری، شکلپذیری و جزئیات اجرایی را برآورده کند.
۲. چه عواملی بر میزان مصرف میلگرد ستون تأثیر میگذارند؟
برای کاهش اصولی مصرف میلگرد، ابتدا باید عوامل اصلی تعیینکننده مقدار آرماتور در ستونها را شناخت.
۲-۱. نیروهای محوری و لنگرهای خمشی
ستونها معمولاً تحت اثر ترکیبی نیروی محوری و لنگر خمشی قرار دارند. در بسیاری از ساختمانها، بررسی نیروی محوری بهتنهایی برای طراحی ستون کافی نیست؛ زیرا لنگرهای ناشی از بارهای جانبی، نامنظمیها، خروج از مرکزیتها و اثرات مرتبه دوم میتوانند در تعیین آرماتور موردنیاز نقش مهمی داشته باشند.
در طراحی ستون باید اندرکنش نیروی محوری و لنگرهای خمشی، متناسب با شرایط واقعی عضو، بررسی شود. در موارد لازم، خمش حول هر دو محور مقطع نیز باید در نظر گرفته شود.
بنابراین، انتخاب مقدار آرماتور صرفاً بر اساس بار ثقلی یا مقایسه نیروی محوری با ظرفیت فشاری ستون، میتواند به نتیجهای نادرست منجر شود.
۲-۲. ابعاد و شکل مقطع ستون
ابعاد مقطع بتنی یکی از عوامل مؤثر بر ظرفیت باربری و میزان آرماتور موردنیاز است. تغییر ابعاد ستون میتواند بر مقاومت، سختی، لاغری و رفتار آن تحت اثر نیروهای محوری و خمشی تأثیر بگذارد.
در برخی شرایط، افزایش ابعاد مقطع میتواند نیاز به آرماتور را کاهش دهد؛ اما این تصمیم ممکن است حجم بتن، وزن سازه، ابعاد فونداسیون یا محدودیتهای معماری را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، کاهش ابعاد مقطع نیز لزوماً به کاهش هزینه کل منجر نمیشود؛ زیرا ممکن است مقدار فولاد موردنیاز افزایش یابد یا کنترلهای طراحی دشوارتر شوند.
در نتیجه، تصمیمگیری درباره ابعاد ستون باید با بررسی همزمان الزامات سازهای، معماری و اقتصادی انجام شود.
۲-۳. مشخصات بتن و فولاد
مقاومت فشاری بتن و مشخصات مکانیکی میلگرد از پارامترهای مهم طراحی ستون هستند. انتخاب مصالح باید با توجه به مشخصات پروژه، الزامات آییننامهای، کیفیت قابل تأمین و شرایط اجرا انجام شود.
افزایش مقاومت بتن در بعضی شرایط میتواند ظرفیت مقطع را بهبود دهد؛ با این حال، تأثیر آن بر مقدار میلگرد به سطح نیروهای طراحی، ابعاد ستون و نحوه اندرکنش نیروها وابسته است.
به همین ترتیب، استفاده از فولاد با مقاومت بالاتر نیز الزاماً به کاهش متناسب میلگرد منجر نمیشود؛ زیرا حداقلها و حداکثرهای آرماتورگذاری، الزامات لرزهای و محدودیتهای اجرایی همچنان باید رعایت شوند.
۲-۴. الزامات لرزهای و شکلپذیری
در مناطق لرزهخیز، طراحی ستونها باید علاوه بر مقاومت، الزامات مربوط به شکلپذیری و رفتار مناسب در برابر زلزله را نیز تأمین کند.
در سیستمهای سازهای مشمول ضوابط ویژه لرزهای، جزئیاتی مانند آرماتورهای عرضی، فاصله خاموتها، مهار میلگردهای طولی و الزامات نواحی بحرانی اهمیت ویژهای دارند.
از این رو، ممکن است مقدار میلگرد یا خاموت موردنیاز یک ستون صرفاً ناشی از کنترل مقاومت مقطع نباشد، بلکه الزامات شکلپذیری و جزئیات لرزهای نیز در آن نقش داشته باشند.
📌 هیچ روش بهینهسازی معتبری نباید الزامات لرزهای را بهعنوان عامل قابل حذف برای کاهش هزینه در نظر بگیرد.
۲-۵. لاغری ستون و اثرات مرتبه دوم
در ستونهای لاغر، تغییرشکل عضو میتواند موجب افزایش لنگرهای داخلی شود. این اثرات که معمولاً با عنوان اثرات مرتبه دوم شناخته میشوند، ممکن است بر ظرفیت و آرماتور موردنیاز ستون تأثیر بگذارند.
نادیدهگرفتن این اثرات یا استفاده از فرضیات نامناسب درباره شرایط مهاربندی و طول مؤثر ستون میتواند به برآورد نادرست نیاز آرماتور منجر شود.
بنابراین، بهینهسازی باید بر پایه تحلیل و طراحی صحیح انجام شود، نه بر اساس سادهسازیهایی که وضعیت واقعی عضو را بهدرستی منعکس نمیکنند.
۳. مهمترین روشهای کاهش اصولی مصرف میلگرد ستون
پس از شناخت عوامل مؤثر، میتوان راهکارهای مختلفی را برای کاهش مصرف غیرضروری میلگرد بررسی کرد.
۳-۱. بازبینی ابعاد مقاطع ستون
در برخی پروژهها، ابعاد ستونها در مراحل اولیه طراحی انتخاب میشوند و در ادامه، بدون بررسی مجدد گزینههای جایگزین، ثابت باقی میمانند.
بازبینی مهندسی این ابعاد میتواند فرصتهایی برای بهبود طرح ایجاد کند. برای مثال، ممکن است تغییر محدود ابعاد یک مقطع باعث بهبود رفتار آن تحت اثر نیروی محوری و لنگر خمشی شود.
البته این بررسی باید با درنظرگرفتن آثار تغییر مقطع بر سختی سازه، توزیع نیروها، معماری، اتصالات و فونداسیون انجام شود. هرگونه تغییر در مقاطع نیز باید در مدل تحلیلی و کنترلهای طراحی مربوطه اعمال شود.
۳-۲. انتخاب مناسب تعداد و قطر میلگردهای طولی
یکی از بخشهای مهم طراحی ستون، انتخاب ترکیب مناسب تعداد و قطر میلگردهای طولی است.
ترکیبهای مختلف آرماتورگذاری ممکن است از نظر سطح مقطع فولاد، نحوه توزیع میلگردها، فاصله آزاد بین آنها و سهولت اجرا متفاوت باشند.
برای انتخاب طرح مناسب، باید علاوه بر تأمین سطح فولاد موردنیاز، موارد زیر بررسی شوند:
- محدودیتهای حداقل و حداکثر آرماتور طولی.
- تعداد و محل مناسب میلگردها در پیرامون مقطع.
- فاصله آزاد بین میلگردها و امکان بتنریزی مناسب.
- شرایط مهار و وصله میلگردها.
- الزامات خاموتگذاری و مهار جانبی میلگردهای طولی.
- امکان تهیه، حمل و اجرای جزئیات انتخابشده در کارگاه.
در نتیجه، مناسبترین آرایش میلگرد لزوماً آرایشی نیست که کمترین سطح مقطع فولاد را داشته باشد؛ بلکه باید مجموعه الزامات طراحی و اجرا را بهطور همزمان تأمین کند.
۳-۳. بررسی یکنواختی و تغییرات آرماتورگذاری در ارتفاع ساختمان
نیاز آرماتور ستونها معمولاً در تمام طبقات یکسان نیست. تغییر بارهای ثقلی، نیروهای جانبی، مشخصات هندسی ساختمان و شرایط اتصال اعضا میتواند نیاز طراحی ستونها را در ارتفاع ساختمان تغییر دهد.
به همین دلیل، استفاده از یک الگوی ثابت برای تمام ستونها یا طبقات، بدون بررسی نیاز واقعی هر عضو، ممکن است در بعضی نقاط به مصرف بیشتر از مقدار موردنیاز منجر شود.
در مقابل، تغییرات بیش از حد و بدون برنامه در آرایش آرماتورها نیز میتواند مشکلات اجرایی، پیچیدگی وصلهها و افزایش خطاهای کارگاهی ایجاد کند.
رویکرد مناسب، تعیین آرماتور موردنیاز بر اساس شرایط طراحی هر عضو و سپس هماهنگکردن تغییرات با الزامات اجرایی، مهار و وصله است.
۳-۴. بهینهسازی آرماتورهای عرضی
خاموتها و سایر آرماتورهای عرضی ستون، علاوه بر نقش آنها در تحمل برش، در مهار میلگردهای طولی و تأمین محصورشدگی بتن نیز اهمیت دارند.
در ستونهای مشمول الزامات لرزهای، جزئیات آرماتورهای عرضی میتواند تأثیر قابل توجهی بر مقدار فولاد مصرفی داشته باشد.
بررسی دقیق نیروهای طراحی، شرایط لرزهای، ابعاد مقطع و ضوابط مربوط به فاصله و آرایش خاموتها، به تعیین مقدار مناسب آرماتور عرضی کمک میکند.
با این حال، کاهش تعداد خاموتها یا افزایش فاصله آنها صرفاً با هدف کاهش هزینه، بدون کنترل تمام الزامات مربوطه، میتواند عملکرد لرزهای و ایمنی ستون را به خطر بیندازد.
۳-۵. هماهنگی طراحی سازه با نیازهای اجرایی
گاهی یک طرح از نظر محاسباتی قابل قبول است، اما جزئیات آن بهگونهای است که اجرای صحیح آرماتورها در کارگاه دشوار میشود.
تراکم بیش از حد میلگردها، تداخل آرماتورها در گرههای تیر و ستون، پیچیدگی وصلهها و دشواری بتنریزی میتوانند باعث افزایش هزینه اجرا یا افت کیفیت ساخت شوند.
از این رو، طراحی اقتصادی ستون باید علاوه بر مقدار فولاد، قابلیت اجرای مناسب را نیز در نظر بگیرد.
طرحی که مقدار میلگرد کمتری مصرف میکند، اما اجرای آن به نیروی کار بیشتر، اصلاحات مکرر یا اقدامات اجرایی دشوار نیاز دارد، الزاماً اقتصادیترین گزینه نیست.
۴. نقش روشهای الگوریتمی در بهینهسازی آرماتور ستون
با افزایش پیچیدگی سازهها و تعدد گزینههای طراحی، بررسی دستی تمام ترکیبهای ممکن میتواند زمانبر باشد. روشهای محاسباتی و الگوریتمهای بهینهسازی این امکان را فراهم میکنند که گزینههای مختلف طراحی بهصورت منظم ارزیابی شوند.
در یک چارچوب بهینهسازی، ابتدا متغیرهای تصمیم، تابع هدف و محدودیتهای طراحی مشخص میشوند.
متغیرهای تصمیم میتوانند شامل گزینههای مجاز ابعاد مقطع، تعداد و قطر میلگردهای طولی و جزئیات آرماتورگذاری باشند.
تابع هدف نیز میتواند بر کاهش وزن فولاد، هزینه مصالح یا هزینه کل اجرای عضو متمرکز شود.
در نهایت، گزینههای پیشنهادی باید از نظر مقاومت، پایداری، الزامات لرزهای، محدودیتهای آرماتورگذاری و قابلیت اجرا ارزیابی شوند.
در این فرایند، الگوریتم بهینهسازی جایگزین اصول طراحی سازه نیست؛ بلکه ابزاری برای جستوجوی هدفمند میان گزینههایی است که باید همگی بر اساس ضوابط مهندسی بررسی شوند.
همچنین، نتیجه بهینهسازی به مدل تحلیلی، فرضیات طراحی، دامنه گزینههای بررسیشده و تابع هدف وابسته است. بنابراین، اعتبارسنجی نتایج و بررسی مهندسی آنها پیش از استفاده در نقشههای اجرایی ضروری است.
۵. چگونه صرفهجویی واقعی در مصرف میلگرد را ارزیابی کنیم؟
برای سنجش اثربخشی یک روش بهینهسازی، مقایسه مقدار میلگرد پیش و پس از بهینهسازی باید بر مبنای شرایط یکسان و اطلاعات قابل اتکا انجام شود.
در سادهترین حالت، درصد کاهش وزن میلگرد از رابطه زیر محاسبه میشود:
که در آن:
- W0: وزن میلگرد در طرح مبنا.
- W1: وزن میلگرد در طرح بهینهشده.
- R: درصد کاهش وزن میلگرد.
برای مثال، اگر وزن میلگرد ستونها در طرح مبنا ۱۰٬۰۰۰ کیلوگرم و در طرح جدید ۹٬۰۰۰ کیلوگرم باشد، کاهش وزن میلگرد برابر با ۱۰ درصد خواهد بود.
ℹ️ این مثال صرفاً برای توضیح روش محاسبه است و نتیجه یک پروژه واقعی محسوب نمیشود.
برای آنکه این مقایسه معتبر باشد، باید اطمینان حاصل شود که دو طرح از نظر محدوده اعضای بررسیشده، ترکیبات بار، مشخصات مصالح و الزامات طراحی قابل مقایسه هستند.
همچنین، باید مشخص شود که وزن گزارششده شامل کدام اقلام است؛ برای مثال، آیا میلگردهای طولی، خاموتها، وصلهها و مقادیر مربوط به جزئیات اجرایی در محاسبه منظور شدهاند یا خیر.
در ارزیابی اقتصادی دقیقتر، علاوه بر وزن میلگرد، هزینه بتن، قالببندی، نیروی انسانی، پرت مصالح و دشواری اجرا نیز میتواند بررسی شود.
۶. آیا کاهش مصرف میلگرد همیشه به معنای کاهش هزینه ساخت است؟
پاسخ منفی است. کاهش وزن میلگرد یکی از شاخصهای مهم اقتصادی است، اما بهتنهایی برای ارزیابی کل هزینه سازه کافی نیست.
برای نمونه، افزایش ابعاد یک ستون ممکن است مقدار میلگرد موردنیاز را کاهش دهد، اما در عوض مصرف بتن و هزینه قالببندی را افزایش دهد. در شرایط دیگر، استفاده از آرایش سادهتر آرماتورها ممکن است هزینه اجرا را کاهش دهد، حتی اگر وزن فولاد تغییر چندانی نکند.
بنابراین، باید بین دو مفهوم تفاوت قائل شد:
- کاهش مصرف میلگرد: کاهش وزن فولاد موردنیاز نسبت به یک طرح مبنا.
- بهینهسازی اقتصادی سازه: انتخاب طرحی که با رعایت تمام الزامات مهندسی، هزینه کل موردنظر را کاهش دهد.
در پروژههایی که هدف اصلی کاهش هزینه ساخت است، بهتر است تصمیمگیری فقط بر مبنای تناژ میلگرد انجام نشود. بررسی هزینه کل مصالح و اجرا میتواند تصویر دقیقتری از مزیت اقتصادی طرح ارائه دهد.
۷. خطاهای رایج در تلاش برای کاهش میلگرد ستونها
برخی اقدامات ظاهراً اقتصادی ممکن است در نهایت باعث افزایش هزینه یا کاهش ایمنی سازه شوند. مهمترین موارد عبارتاند از:
- کاهش میلگرد بدون بررسی مجدد طراحی: هرگونه تغییر در آرماتورگذاری باید با کنترل مقاومت و سایر الزامات مرتبط همراه باشد.
- نادیدهگرفتن اثرات لاغری و مرتبه دوم: این اثرات در اعضای مربوطه باید بهدرستی بررسی شوند.
- حذف یا کاهش غیرمجاز آرماتورهای عرضی: خاموتها در مقاومت برشی، محصورشدگی بتن و مهار میلگردهای طولی نقش دارند.
- بیتوجهی به الزامات لرزهای: طراحی ستون در مناطق لرزهخیز باید الزامات مربوط به شکلپذیری و جزئیات ویژه را تأمین کند.
- انتخاب آرایش دشوار برای اجرا: کاهش وزن میلگرد نباید به تراکم نامناسب، دشواری بتنریزی یا افزایش احتمال خطاهای اجرایی منجر شود.
- مقایسه غیرهمسان دو طرح: درصد صرفهجویی زمانی قابل اتکاست که طرح مبنا و طرح بهینهشده بر اساس فرضیات و محدودههای یکسان مقایسه شوند.
بهینهسازی موفق زمانی حاصل میشود که کاهش مصرف مصالح در کنار حفظ ایمنی، کیفیت اجرا و انطباق با الزامات طراحی دنبال شود.
۸. ضوابط آییننامهای در بهینهسازی ستونهای بتنآرمه
طراحی و بهینهسازی ستونها باید بر اساس ضوابط آییننامهای حاکم بر پروژه انجام شود. در پروژههای داخل ایران، مبحث نهم مقررات ملی ساختمان یکی از منابع اصلی ضوابط طرح و اجرای ساختمانهای بتنآرمه است.
بسته به نوع پروژه و ضوابط قراردادی، استانداردهای دیگری مانند ACI 318 نیز ممکن است مبنای طراحی باشند. در این حالت، باید مجموعه ضوابط قابل اعمال به پروژه بهصورت سازگار و مطابق الزامات مربوطه استفاده شود.
از جمله موضوعاتی که در طراحی ستونها باید بررسی شوند عبارتاند از:
- مقاومت مقطع در برابر نیروی محوری و لنگر خمشی.
- اثرات لاغری و پایداری عضو.
- حداقل و حداکثر آرماتور طولی.
- مقاومت برشی و الزامات آرماتورهای عرضی.
- طول مهاری، وصلهها و جزئیات آرماتورگذاری.
- الزامات ویژه شکلپذیری و طراحی لرزهای.
- محدودیتهای اجرایی و شرایط بتنریزی.
ℹ️ توجه داشته باشید که نسخه آییننامه و ضوابط دقیق مورد استفاده باید بر اساس الزامات معتبر پروژه تعیین شود. فهرست بالا جایگزین بررسی متن آییننامه و کنترلهای تخصصی طراحی نیست.
۹. رویکرد بهینه سازه نامیرا در بهینهسازی سازههای بتنآرمه
در بهینهسازی سازه، دستیابی به کاهش مصرف مصالح باید بر پایه تحلیل مهندسی، بررسی گزینههای طراحی و رعایت الزامات ایمنی انجام شود.
در شرکت بهینه سازه نامیرا، بهینهسازی سازههای فولادی و بتنآرمه بخشی از رویکرد تخصصی طراحی است. این رویکرد بر استفاده از روشهای محاسباتی و ابزارهای اختصاصی برای بررسی گزینههای طراحی و کمک به دستیابی به طرحهای اقتصادیتر متمرکز است.
توسعه ابزارهای تخصصی در این حوزه میتواند فرایند بررسی گزینههای آرماتورگذاری را منظمتر کند؛ با این حال، تصمیم نهایی باید بر مبنای نتایج قابل بررسی، کنترلهای آییننامهای و قضاوت مهندسی اتخاذ شود.
هدف از بهینهسازی، صرفاً کاهش عددی مقدار میلگرد نیست، بلکه دستیابی به طرحی است که از نظر ایمنی، اقتصاد و قابلیت اجرا عملکرد مناسبی داشته باشد.
جمعبندی
بهینهسازی مصرف میلگرد در ستونهای بتنآرمه یکی از راهکارهای مؤثر برای کنترل هزینه ساخت ساختمان است؛ اما دستیابی به نتیجه مطلوب، نیازمند شناخت دقیق رفتار ستون، نیروهای طراحی، مشخصات مصالح و الزامات آییننامهای است.
بازبینی ابعاد مقاطع، انتخاب مناسب تعداد و قطر میلگردهای طولی، بررسی آرماتورهای عرضی، توجه به شرایط لرزهای و هماهنگی طراحی با الزامات اجرا، از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف غیرضروری فولاد هستند.
همچنین، روشهای الگوریتمی میتوانند بررسی گزینههای مختلف طراحی را تسهیل کنند؛ مشروط بر آنکه نتایج آنها بهدرستی اعتبارسنجی شوند و تمام کنترلهای مهندسی موردنیاز انجام گیرد.
📌 بهترین طرح، طرحی نیست که صرفاً کمترین میلگرد را مصرف کند؛ بلکه طرحی است که با رعایت ایمنی و الزامات طراحی، هزینه و پیچیدگی اجرای سازه را بهصورت اصولی کاهش دهد.
پرسشهای متداول
آیا میتوان مصرف میلگرد ستون را بدون کاهش ایمنی کاهش داد؟
در برخی پروژهها، بازبینی مهندسی ابعاد مقاطع و آرایش آرماتورها میتواند مصرف غیرضروری میلگرد را کاهش دهد. امکان و میزان این کاهش به شرایط واقعی سازه و نتایج کنترلهای طراحی بستگی دارد.
آیا افزایش ابعاد ستون باعث کاهش میلگرد میشود؟
در برخی شرایط ممکن است؛ اما افزایش ابعاد ستون میتواند مصرف بتن، هزینه قالببندی، ابعاد اتصالات و حتی نیازهای فونداسیون را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، تصمیم باید با بررسی همزمان این عوامل گرفته شود.
آیا کاهش میلگرد طولی به معنای کاهش هزینه کل ستون است؟
خیر. برای ارزیابی هزینه کل باید علاوه بر میلگرد طولی، آرماتورهای عرضی، بتن، قالببندی، نیروی انسانی و شرایط اجرایی نیز بررسی شوند.
آیا نرمافزارهای بهینهسازی میتوانند جایگزین مهندس محاسب شوند؟
خیر. ابزارهای محاسباتی میتوانند به بررسی و مقایسه گزینههای طراحی کمک کنند، اما صحت مدل، فرضیات، انطباق آییننامهای و تأیید نهایی طرح باید توسط متخصص مسئول بررسی شود.
برای بهینهسازی ستونهای بتنآرمه چه اطلاعاتی لازم است؟
اطلاعاتی مانند مشخصات هندسی مقاطع، نیروهای طراحی، مشخصات بتن و فولاد، شرایط مهاربندی، الزامات لرزهای و آییننامه مبنای طراحی از دادههای مهم این فرایند هستند.